ابراهيم عاملي ( موثق )

199

تفسير عاملي ( فارسي )

بايد كه در آن زنيد تا بوى توحيد بيرون دهد . گفته‌اند : كه جمله شرايع سه چيز است يكى اقرار بوجود معبود . ديگر عمل كردن از بهر وى . سه ديگر اخلاص . روش اخلاص در اعمال همچون روش رنگ است در گوهر چنانك گوهر بىكسوت رنگ سنگى بى قيمت باشد عمل بىاخلاص جان كندن بىثواب باشد . * ( أَمْ تَقُولُونَ ) * الخ - 140 مجمع : قاريهاى كوفه . « تقولون » با تا بصيغه‌ى خطاب خوانده‌اند و ديگران با يا بصيغه‌ى غايب و نيز قاريها و مفسّرين كلمه‌ى « ام » در اوّل اين آيه را مىگويند « ام » معادله است بمعنى ياء در برابر همزه‌ى اوّل آيت پيش و نتيجه چنين مىشود : آيا مىتوانيد با ما احتجاج و بحث كنيد و اثبات كنيد كه دين حقّ دين يهود و نصارى است ؟ يا مىخواهيد ادّعا كنيد و تهمت بزنيد كه ابراهيم و فرزندانش دين هزار سال بعد از خود را پذيرفته‌اند و يهودى و مسيحى بوده‌اند ؟ * ( قُلْ أأَنْتُمْ أَعْلَمُ أَمِ اللَّه ) * - 140 مجمع : همزه‌ى اين جمله براى توبيخ و سرزنش مخالفين است يعنى اى محمّد بگو : شما داناتر هستيد كه ادّعاى بيهوده مىكنيد يا خداوند عالمتر است كه بوسائل مختلف ما و شما را از حقيقت خبردار كرده است * ( وَمَنْ أَظْلَمُ ) * الخ - 140 مجمع : مىگويند : كلمه‌ى . « من » در اوّل جمله استفهام انكاريست كه نتيجه آن نفى يك طرف و اثبات طرف ديگر است و نتيجه چنين مىشود : مطلبى كه از خداوند به كسى رسيد و او آن را پوشانيد و شهادت به آن نداد ستمكارترين مردم است . * ( مَا اللَّه بِغافِلٍ ) * الخ - 140 فخر : اين جمله گفتارى است كه هر گونه تهديد و وعده‌ى بد را مىفهماند